تبليغاتX
ياور زينب

 

                          فاطمه زهرا سلام الله عليها در کلام امام خميني (ره)


امام خميني (ره) مي فرمايد:
" فاطمه (س) اگر مرد بود نبي بود. اگر مرد بود بجاي رسول الله بود. فاطمه زهرا(س) تمامي حقيقت انسان است. او موجودي است ملکوتي که در عالم بصورت انسان و صورت يک زن ظاهر شده است. فاطمه(س) زني است که تمام خواسته هاي انبيا در اوست، تمام حيثيت و شخصيت زن در وجود زهرا(س) جلوه کرده است.
تمام ابعادي که براي زن متصور است و براي يک انسان متصور است در فاطمه زهرا (س) جلوه کرده است. يک زن معمولي نبوده است، يک زن ملکوتي ، يک انسان به تمام معنا انسان ، تمام نسخه انسانيت ، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان ، او زن معمولي نيست.
اين موجود ملکوتي است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهي جبروتي در صورت يک زن ظاهر شده است.
تمام حيثيت زن و تمام شخصيت زن در او موجود بود. معنويات ، جلوه هاي ملکوتي ، جلوه هاي انساني است به تمام معنا انسان ، زني است به تمام معنا زن.
از براي زن ابعاد مختلفه است ، چنانچه براي مرد اين ورق صوري طبيعي ، نازلترين مرتبه انسان است و نازلترين مرتبه زن است و نازلترين مرتبه مرد است لکن از همين نازل حرکت به سوي کمال است .
انسان موجود متحرک است. از مرتبه طبيعت تا مرتيه غيب ، تا فنا در الوهيت. براي صديقه طاهره اين مسائل ، اين معاني حاصل است، از مرتبه طبيعت شروع کرده است ، حرکت کرده است ، حرکت معنوي ، با قدرت الهي با دست غيبي با تربيت رسول الله (ص) مراحل را طي کرده است تا رسيده است به مرتبه اي که دست همه از آن کوتاه است .
او زن به تمام معنا متحقق است.
او زني است که عالم به او افتخار دارد.

                     فاطمه زهرا سلام الله عليها از نگاه رهبر معظم انقلاب

اگر شخصيت فاطمه زهرا(س) براي ذهنهاي ساده و چشمهاي نزديک بين ما آشکار مي شد ما هم تصديق مي کرديم که فاطمه زهرا(س) سرور همه زنان عالم است . بانويي که در سنين کم و در عمر کوتاه به مقامات معنوي وعلمي و معرفتي و به مرتبه اي برسد که برابر مرتبه انبيا و اولياست.
فاطمه زهرا فجر درخشاني است که از گريبان او خورشيد امامت و ولايت و نبوت درخشيده است. آسمان بلند و رفيعي است که در آغوش آن ستاره هاي فروزان ولايت قرار گرفته است.
همه ائمه (ع) براي مادر بزرگوار خود تکريم و تجليلي قائل بودند که براي کمتر کسي اين همه احترام و تجليل را از آن بزرگواران مي شود ديد.
زنان مسلمان در زندگي شخصي ، اجتماعي و خانوادگي خود بايد زهرا(س) را از جهت خردمندي ، فرزانگي و عقل و معرفت الگو و سرمشق خود قرار دهند و از بعد عبادت، مجاهدت ، حضور در صحنه ، تصميم گيريهاي عظيم اجتماعي ، خانه داري ، همسر داري و تربيت فرزندان صالح از زهراي اطهر (س) پيروي کنند.
اسلام فاطمه  (س) را ، آن عنصر برجسته و ممتاز ملکوتي را به عنوان نمونه و اسوه زنان معرفي مي کند. آن زندگي ظاهري او، جهاد او ، مبارزه او، دانش او، سخنوري او ، فداکاري او، شوهرداري او، مادري او، همسري او ، مهاجرت او و حضور او در همه ميدانهاي سياسي و نظامي و انقلابي و برجستگي همه جانبه او که مردهاي بزرگ را در مقابل او به خضوع وادار مي کرد.
اصولا درک نادرست از شخصيت زن که ميراث نا مبارک فرهنگ هاي غير اسلامي دخيل در انديشه مسلمانان است، باعث شده است که آن حضرت تنها از زاويه دختري براي پيامبر ( ص) و مادري براي ائمه(ع) مطرح شود و آن شايستگي ها و گزينش الهي که در شکل گيري زندگي و شخصيت آن حضرت نقش برجسته داشته و زندگي و صفات فاطمه زهرا(س) را به عنوان اسوه اي براي همه زنان و همه انسانها ، به ويژه زنان ، مطرح مي سازد، مجهول بماند.
حضرت زهرا(س) برتر از همه زنان برگزيده و سرور زنان از آغاز تاريخ بشر تا پايان است.

+ نوشته شده توسط يك عاشق در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 1:28 |

                

شيعتــــي يا كـــرام يا عظـــام المقــــام
فانـــدبوا ياحسيـــن بفــؤاد حــــــزيــــن
شيعتي إني غريب بين أقوام بغاة
وأنا الضامي وأسقى من كؤوس النائبات
قطعوا رأسي ظلماً بسيوف مرهفـــات
رفعوه بعد قتلي فوق أطراف القــناة
ذاك رأســـي مشال في رماح طوال
وقطيــــع الوتيــــن بفؤاد حزيـــــــن
شيعتي إن غاب عنكم في سماء الموت فرقد
فاذكروا الأكبر لما غاله السيف المجـــرد
واقتيلاً فوق الأرماح والأسياف سجــد
وبه قد صرعوا فوق الثرى جسم محمد
وشبيه الرســـــول وطأتــــه الخيـــول
وفقدت البــــــــنين بفؤاد حزيـــــــن
شيعتي ما إن سمعتم من مناد وأخاه
فاذكروا العباس لما قطعت منه يداه
جئته نحو الفرات قاصداً كيمـــا أراه
فوجدت الجسد الطاهر تكسوه دمـــاه
فاهتــفوا بانكســـار أين ذاك اليســـــار
ايــــن ذاك اليميـــن بفــؤاد حزيـــــــن
شيعتي ما إن فقدتم من غلام ذي مكارم
فاندبوه بدموع واذكروا لوعة قاســــم
هو كا البدر تجلى وجلى في الغمائـــم
بدل الأشمع قد زف بأطراف الصوارم
غاب ذاك الهلال في بروج القتال
غاب نور اليقين بفؤاد حزيـــــــن
شيعتي ما إن فقدتم من رضيع وهو ظام
فاذكروا طفلـــــي لما قتلوه باهتضام
بدل الماء سقوه من انابيب الحمام
بأبي من ذاق طعم الموت من قبل الفطام
ذاك نحر الرضيع فاض منه النجيع
ودفـــنت الجنين بفـــؤاد حزيــــــن
شيعتي ما أن سمعتم في نسوة تشكو الرزايا
فاذكروا نسوتنا اللآتــي تحملن البلايـــا
وعلى الأكوار ظلماً حملوهن سبايــــا
شاكيات باكيات فوق أقتاب المطايـــا
فاسألـــوا كربلاء من لتلك النساء
من لحــزن كمين بفـــؤاد حزيـــــن
شيعتي ما إن شربتم عذب ماء فاذكروني
او سمعتم بقتيل أو شهيد فاندبوني
فأن السبط الذي من غير جرم قتلوني
وبجرد الخيل بعد القتل عمداً سحقوني
ليتكم حاضــــرون للندا تسمعــــــون
هاتفــــا بالأنيـــــن بفـــؤاد حزيـــــــن

+ نوشته شده توسط يك عاشق در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 19:14 |

از مهم ‏ترين وظايف, ثبات و استواري در ولايت و دوستي امامان عليهم السلام است
در روايت آمده امام سجّاد عليه السلام فرمود:
«من ثَبَت علي مُوالاتِنا في غَيْبَةِ قائمنا اَعطاهُ اللهُ اَجْرَ اَلْفَ شهيدٍ مِثْلَ شُهداءِ بَدْرٍ واحدٍ؛
كسي كه در عصر غيبت قائم ما عجل الله تعالي فرجه الشريف در مسير ولايت و دوستي ماثابت قدم و استوار باشد, خداوند پاداش هزار شهيد همانند شهداي بدر و اُحُد را به او عطا فرمايد.»

 التماس دعا

به امید ظهور

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط يك عاشق در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 10:49 |

في وصية النبي الي علي (ع):

قال رسول الله (ص):يا علي !

ثلاث، يقسن القلب: استماع اللهو، و طلب الصيد، و ايتان باب السلطان .

النوم اربعة : نوم الانبياء علي اقفيتهم ، نوم المومنين علي ايمانهم ، نوم الكفار و المنافقين علي ايسارهم ، و نوم الشياطين علي وجوههم .

في وصية الرسول الاكرم (ص) الي اباذر:

قال رسول الله (ص) : يا اباذر !

اياك و كثرة النوم و كثرة الضحك ، فانه يميت القلب و يذهب بنور الوجه .

كل جلوس في مسجد لغوا الا ثلاث : قراءة القرآن ، ذكر الله ، وسائل عن العلم .

ان الله تعالي يعطيك ما دمت جالسا في المسجد بكل نفس تنفست فيه ، درجة في الجنة ، و تصلي عليك الملائكة ، و يكتب لك بكل نفس تنفست فيه عشر حسنات ، و يمحي عنك عشر سيئات .

لا تنظر الي الخطيئة و لكن انظر من عصيته .

المنبع : مكارم الاخلاق / آه الله طبرسي

+ نوشته شده توسط يك عاشق در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 18:49 |

  بسم الله الرحمن الرحيم  

و اطيعو الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين .

و اي كساني كه ايمان اورده ايد، (با روح وحدت و ايمان) پيرو فرمان خدا و پيامبر(ص)باشيد وهرگز راه اختلاف و نزاع و درگيري را نجوييد كه در اثر آن ضعيف و ترسو مي شويد و قدرت و عظمت شما نابود مي شود بلكه بايد يكدل و پايداروشكيبا باشيد كه خداوند هميشه با كساني است كه شكيبا هستند.

مصداق اين آيه اختلافات بين كشورهاي مسلمان وسرچشمه اين اختلافات هست كه خودتون بهتر شاهدش هستيد ونيازي به توضيح نيست.

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته.

+ نوشته شده توسط يك عاشق در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 11:29 |
سلام خدمت همه شما دوستان و محبان گرامی

سلامی که تمام هستی من با شما دوستان وجود گرفت و زبان قلبم با نفس هایتان شروع به تپیدن کرد به امیدی که حالتان خوب باشد و در تمام مراحل زندگییتان موفق و سربلند باشید و کشتی عشقتان بر ساحل غم لنگر نواخته باشد .

نمیدانم اطلاع دارین یانه که من مدتی این وبلاگ را رها کردم ولی دوستان اجازه ندادن و وبلاگ را آپ کردند .

تنها فکری که در ذهنم خطور کرد این است که انتخاب با شما عزیزان است که من این وبلاگ را حذف کنم یا به دست برادر بزرگوارم آقا حسین وبلاگ منتظران ظهـــــور       http://www.moolaali.blogfa.com بسپارم . تصمیم با شماست پس با تصمیم خود کمک و یاری کنید 

برایتان آرزوی موفقیت و شادکامی را ازدرگاه حق خواستارم.

                                           التماس دعا

                                     قربان شما یاور زینب

                           در پناه خالق مهربانی ها شکیبا بمانید .

+ نوشته شده توسط يك عاشق در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 11:28 |

doa

تمام گشته قرارم خدا کند که بیایی

کسی به جز تو ندارم خدا کند که بیایی

خزان عمر من آمد بسر نیامده هجرت

گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی

چه میشود گل زهرا به صبح آدینه

ببینمت به کنارم خدا کند که بیایی

اگر چه غرق گناهم تو مهربانی کن

گلی به پای تو خارم خدا کند که بیایی

زبس که جمعه شمردم به انتظارتوای ماه

برون شده زشمارم خدا کند که بیایی

فدای مقدم تو ای مسافر زهرا

تمام ایل وتبارم خدا کند که بیایی

+ نوشته شده توسط يك عاشق در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 21:55 |

yamahdi

                     جواب: منتظر واقعى مهدى (عج) بايد چندين خصوصيت داشته باشد:

 1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد در مرحله اول نه يك واجب از او ترك شود و نه يك حرام از او صادر شود.

2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيساً و لا نجوى. بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم،(1).

3- انتظار فرج آن حضرت، در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان (ع) بهترين اعمال انتظار فرج است «سفينةالبحار شيخ عباس قمى ماده نظر» اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت‏هاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر (عج) تشكيل مى‏گردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق‏يافتنى اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتاً خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين‏رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت‏هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى‏شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى‏گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهدآفرين و مسؤوليت‏ساز است و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد.

4- دعا براى حفظ وجود مبارك آن حضرت و تعجيل در ظهور او مثل همان دعاى مشهور فرج و موارد ديگر.

 

                                                        پى‏نوشت‏  (1) (دعاى ندبه)

 

+ نوشته شده توسط يك عاشق در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:6 |

                   

                       با سلام و عرض ادب و احترام به  شما محبان گرامي

اين وبلاگ يكي از بهترين بهترين هاي منه  كه ديگر اين وبلاگ را رها كرده واين بنده تصميم دارم كه اين وبلاگ را خودم بنويسم ولي حرف دل خود شخص صاحب وبلاگه .

يار و يا ور من كه خيلي آن را دوست دارم اميد وارم شما دوستان مرا در اين وبلاگ همكاري كنيد و با نظرات و پيشنهادت شما عزيزان به بهتركردن اين وبلاگ كمك و ياري كنيد .

 

چند وقته دلم همش ميخواد شعر بگم باز آسمون دلم گرفته گرفتست ابراي دلتنگي هواي دلمو باروني كرده هميشه احساس غربت و تنهايي بهم دست ميده و يه درد آشنايي سراغم مياد و حقير بي وفايي دنيا سالها و رزها به سرعت سپري ميشوند و عمر ما نيز رو به پايان ميرود پس چه خوب است ايام را به خوبي و سربلندي سپري سازيم  . تا اگر به گذشته نگريستيم پشيمان نشويم . بايد اميد وار باشي و چشم به راه و منتظر بايد بسوزي و بسازي .

مولا جان مهدي به هزار بهانه خواندمت  به هر لهجه و لحن كه ميدانستم اما هنوز كه هنوز است نيامدي . هر روز جمعه با ياد تو و به انتظار سبز مينشينم ميدوانم كه مي آيي و غبار و اندوه هزاران سال را از قلبهاي خسته مان ميزدايي و اشكهاي زلالمان را از گونه هايمان بر مي چين مي آيي و ضريح گمشده ياس كبود را نشانمان ميدهي .

 

 

                          در پناه خالق مهرباني ها شكيبا بمانيد .

 

+ نوشته شده توسط يك عاشق در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:1 |
 

بنام خداوند خورشيد و مهر كه نوروي گشته پرنورچهر

سلام خدمت همگي دوستان خوبم و درودي به عظمت عرش به مولايم مهدي نثار ميكنم .

اميد وارم حالتان خوب باشد و در تمام مراحل زندگي موفق و موئيد باشيد دوستان من ديگه نميتونم آپ كنم اميد وارم خوبي بدي از من حقيرديديد مرا حلال كنيد و ببخشيد دل پر از حرفهاي ناگفته است اما...

 

اگر بارگران بوديم و رفتيم      اگر نامهربان بوديم و رفتيم

راستي در مورد ايدي بنده بايد عرضم به حضورتان بگم كه دوستم بجاي من مي آيد من اگر شرايط و موقعيت خوبي داشتم مي آيم يه سري ميزنم .

از همگي ششكر ميكنم كه هميشه مرا ياري ميكردين .

التماس دعا

                                    در پناه حق

 

+ نوشته شده توسط يك عاشق در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 11:29 |

 سلام و درود خدا بر معلم بزرگ انسانها كسي كه درس فداكاري درراه دين خدا را به ما ياد داد.

سلام خدمت همگي دوستان خوب و مهربونم اميدوارم كه حالتون خوب باشه

امتحانات هم كم كم به پايان رسيدند حالا خوب يا بدش رو نمي دونم اما گذشت.....

محرم نزديك است و بازهمان شور گريه كردنها ؛ سينه زدني ها ؛ عزاداري ها ؛ نزري پخش كردني ها

صداي غربت وغم خوب خوب مي آ يد اين سكوت پر ازغم صداي گريها.

بازم آسمون دلم گرفته گرفتست غم برايم عادت شده در درونم آتشيست از كودكي محرم را دوست داشتم اون موقعها نفهميدم

كجا بودم ،كجا رفتم ، نفهميدم كه رفتنم نه قسمت بود و نه حكمت بلكه فقط دعوت بودم در عزاداري اهل بيت

همه اينها در دوران كودكي هست با يه دل ساده و كوچيك

چطور يزيد به خود اين اجازه را داد چطورحتي آخرين سربازامام حسين كودك شش ماهه او يعني علي اصغر بود

دشمن حتي به اين طفل شيرخوارهم رحم نكرده ؟؟؟ آه...آه...آه....

وقتي ياد واقعه عاشورا مي افتم چقدر تلخ و حزن انگيز بودهمان كه سكوت كنم و حرفي نزنم كافيست وفقط يه كلام بگم .

امان از دل زينب ...امان از دل زينب ....امان

*************************

قلم تاب نوشتن نام توست يا حسين

ولي دفترم تاب آن را ندارد

*************************

سخن از توست ، سخن از دلدادگي هاي ياران تو ست

دلا پر از حرفهاي ناگفته است

آدم كه ميره عزاداري تازه داغ دلش شروع ميشه ودردش به دل چنگ مي زنه اين همه مدت گريه نكرده اشكهاشو حبس كرده

صبر داشته . چرا تو اين روزها يعني چي رو مي خواسته ثابت كنه ؟

چرا تو اين همه مدت تازه ياد گريه هاش افتاده

آخه چرا تو اين روزها عاشورايي چي رو مي خواسته بگه

سنگيني بغض تحمل كرده يه لحظه دم برنياورده براي چي فكركنم مي خواسته محكمتر و سخت تر بشه اما آخه چرا اين كه ميگم نه اين كه كم آوردم يا برايم غير قابل تحمل بوده نه نه...

تيغ اين درد خيلي وقته به تن خورده اون قدر خورد و اون قدرصداي ناله نشنيد كه كند شد آره ديگه كند شد اين تيغ مصيبت رو تن اثر نداره فقط اومدم بگم يا حسين ...سوختم،سوختم 000همون طور كه ديگران سوختن كاش من تو اون دوران بودم زره ؛ زره خاكستر مي شدم

دلم بی تابه حسینه

دلم بی تابه عباسه

دلم بی تابه علی اکبره

دلم بی تابه علی اصغره

دلم بی تابه رقیه است

اره دلم بی تابه

بی تاب

 

خدا سيل اشكها رو مي بيني

چرا ديگه اينو آوردي جلوي چشمها

دوستان گلم برام دعا كنيد كه خيلي محتاجم

**درپناه حق تعالي سبز و خرم بمانيد **

 

+ نوشته شده توسط يك عاشق در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 13:13 |

 

بنام خالق لحظه هاي سبز

 

                             حرف اول 

 

سلام به همه دلا !!!!!!!!!!!!!

 

دلاي با احساس ؛ دلاي پراميد وبزرگ؛  دلاي مهربون ؛ دلاي تنها ؛ دلاي شكسته ؛

دلاي سوخته ؛ دلاي منتظر

دلاي عاشق

 

و باز هم سلام ! سلام سلام سلام

سلام به همه دوستاي خوب و مهربونم

 

امروز نميدونم يه حس عجيبي به هم دست داده اونم چه حسي فقط خدا ميدونه

خب قرار بود بعد امتحانات بيام اما دلم طاقت نيورد واين شد كه ميبينين

 

مولاجان مهدي سلام ! سلام يعني آغاز؛ يه شروع دوباره سلام يعني ادب يعني تواضع ؛ سلام

خب اصولا سلام ؛ سلامتي مياره خب ديگه خيالتون را حت ديگه سلام نمي كنم اما ....

بخصوص يه نفر كه اگه سلام كنه با سلام كردنش عالم و ادم خبر مي كنه شايد بگيد كي ؟

خب معلومه داداش حسين خودم اين قدر سلام ميكنه ها كه  ... بماند

 

 

انتظاري طولاني

 

همه شبها دستان پر از خواهش ونيازم رابه سوي آسمان دراز مي كنم چشمانم را مي بندم و با تمام احساس تو را نجوا

مي كنم همه شب كارم همين شده كه كنار پنجره اتاقم بايستم و نظاره گر ستارگان آسمان باشم و انتظار تو را بكشم سايد

 كه بيايي

چشمانم را به پنجره دوخته ام به اميدآن كه بيايي

يا مولا نكند آمدنت آنقدر طول بكشد كه غبار سالهاي انتظار پلكهايم را سنگين كند و آرزوي ديدارترا با خود به برزخ ببرم .

 

 

به يادگار نوشتم خطي به دلتنگي

به روزگار نديدم رفقاي يكرنگي

 

وبلاگ يه بنده خدا كه تازه تاسيس شده ازاين ديدن كنيد

http://montazeryar313.blogfa.com/

 

درپناه حق

 

+ نوشته شده توسط يك عاشق در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 17:8 |

 

 

بنام خداوند دلهاي سبز

سلام ....سلام....سلام

سلام به تك ستاره ي قلبم

سلام به گرمي نورآفتاب

سلام به محبت عشق

سلام از دلي خسته ، دلي آكنده از غمها ، گهي خندان ؛ گهي گريان

سلام بر دستاني كه اين كلبه را باز مي كنند

سلام بر چشماني كه ان را مي نگرند